الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
24
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
يك نفر تحقق مىيابد و نياز به كس ديگرى نيست . « آيا هيچ عاقلى حاضر است كه چنين مذهبى را بپذيرد ؟ آيا هيچ عاقلى مىتواند به دليل بيعت شخص ديگرى كه عدالتش معلوم نيست خود را ملزم به پيروى از فردى كند كه عدالت و ايمان او برايش روشن نيست و با او برخورد نداشته تا خوب و بد و نقاط قوت و ضعفش را بشناسد ؟ آيا چنين كارى حاكى از نادانى ، حماقت و گمراهى كامل شخص نيست ؟ پناه بر خدا از پيروى هوا و هوس و چيره شدن حبّ دنيا . از عجيب و غريبترين مسائل ، بحث اشاعره دربارهء امامت و شاخههاى آن و بحث دربارهء فقه و جزئياتش است . در حالى كه جايز مىدانند كه تمام مردم در اشتباه به سر برند و خدا نيز از طريق اديان قصد گمراه نمودن آنها را داشته باشد ؛ چرا كه آنان ، نه تنها به درستى اين شرايع قطع و يقين ندارند ، بلكه احتمال درستى آن را نيز نمىدهند ؛ زيرا در حالى كه گمراهى و كفر و انواع معاصى از خداوند صادر گردد ديگر چگونه يك فرد عاقل مىتواند احتمال بدهد يا حتى شك كند كه اين اديان و شرايع صحّت دارد ؟ بلكه يكباره اين احتمال پيدا مىشود كه چون اكثرا خلاف دين است و در اين دنيا ، فساد بر صلاح غلبه دارد پس اين شرايع نيز باطل و بيهوده است . گذشته از اينها وقتى آنان معتقدند كه جايز است خداوند تنفس را بر ما انسانها حرام كند با آنكه ما بدان محتاجيم و بدون تنفس قادر به زندگى نيستيم و وقتى كه جايز است كه خدا در حال تشنگى شديد بدون وجود هيچ خطر و ضررى ، نوشيدن آب گوارا را بر ما حرام نمايد ديگر چگونه مىتوان يقين پيدا كرد كه خدا به بنده اش لطف مىكند و مصلحت او را كه در پيروى از اين امام است ، لحاظ مىنمايد . فضل مىگويد : بايد دانست كه يك فرد به صرف داشتن شايستگى امامت و شرايط آن ، امام نمىشود بلكه علاوه بر اينها يك چيز ديگر لازم است ، و آن نص و سخن صريح پيامبر يا امام قبلى است . تا اينجا مورد اجماع فريقين است . امّا از نظر اهل سنّت ، معتزله و گروه صالحيه - از زيديان - با بيعت اهل حلّ و عقد نيز امامت شخص تحقّق مىيابد . شيعه با اين امر مخالف است و تنها راه را وجود نصّ مىداند . دليل ما اين است كه امامت ابو بكر از همين راه اخير ثابت شد كه بعدا دربارهء آن به تفصيل سخن خواهيم گفت . امّا اينكه گفته شده ابو بكر تنها با بيعت عمر و رضايت چهار تن به امامت رسيد ،